گنجه

نمایه ی کتاب های هنر و معماری

گنجه

نمایه ی کتاب های هنر و معماری

گنجه

همه ما میدونیم که بازار کتاب بخصوص هنر و معماری حسابی داغه! اما گاهی برای خرید یا خوندن یه کتاب دچار تردید و دو دلی میشیم! گنجه جایی برای معرفی، نقد، و گاهی خلاصه کتاب های هنر و معماری است.

جمعی از دانشجویان ارشد،دکتری تهران مدرس و بهشتی

آخرین نظرات

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب» ثبت شده است

ذهن کامل نو: گذر از عصر اطلاعاتی به عصر مفهومی، دانیل ه. پینک، نشر کند و کاو

معرفی و بررسی این کتاب



کتاب ذهن کامل نو

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۳۱
حسینی

به نام خدا

مروری بر کتاب

کتاب از 4 گفتار تشکیل شده است. معماری دوره قاجار (آشنایی تا شیفتگی)، پهلوی اول (شیفتگی تا الگوبرداری حکومتی)، پهلوی دوم (الگوبرداری حکومتی تا غربی شدن جامعه) و در نهایت معماری دوره انقلاب اسلامی (از بازگشت به اصول تا مساله جهانی شدن). نویسنده هم چنین با سخن آخر کتاب را به پایان می رساند.

کتاب پر است از تحلیل های تاریخی، گزارش تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و تاثیر و تاثر این ها بر (و از) معماری و شهرسازی ایران. عوامل متعدد و جذابی چون:

 

مسافرت شاهان قاجاری به غرب / فرستادن دانشجویان ایرانی به اروپا / تاسیس دارالفنون / افزایش در آمدهای نفتی در دهه 40 / مدرنیزاسیون حکومتی رضاخان / سیاست های شوروی و آمریکا در جنگ سرد و تاثیر آن بر ایران / اصلاحات ارضی / تشکیل سازمان برنامه و برنامه توسعه پنج ساله اول ایران / شکل گیری انجمن آثار ملی / مهاجرت اغنیا به شمال تهران و تقسیم فضایی تهران به بالا و پایین / اصلاحات ارضی و تاسیس قطب های کشاورزی، حذف روستاها / آغاز پدیده تجاری شدن مسکن، بساز بفروشی از دهه 40 / تاثیر جریانات جهانی (نقد های دهه 60 و 70 میلادی بر معماری مدرن) / توجه به مساله ی حرفه در معماری / کنگره ها، مسابقات و نقش دولت ها / انقلاب، جنگ، دوران سازندگی / انقلاب فرهنگی و تدوین محتوای درسی معماری / تاثیر نشریات و کنگره ها / شهرهای جدید / و ...

 

کتاب به طور مشخص تاریخ معماری معاصر ایران را ذیل مدرنیزاسیون وجدال میان سنت و مدرنیته صورت بندی می کند.

«سرگذشت یکصد سال اخیر، حکایت این جذابیت ]مدرنیته[ از یک سو و دلواپسی از دست دادن فرهنگی چند هزارساله از سوی دیگر است.» ص13 گویی «درچنین موقعیتی، مساله ما ایرانیان رسیدن به نوعی تعادل روحی و فرهنگی میان هویت تاریخی مان و ارزش ها و ساختارهای جهان جدید است.» (میرسپاسی به نقل از همین کتاب).

نویسنده با اشاره به مشکلات ناشی از مدرنیته در غرب، و البته تبعات کاربست روش های آن در کشورهای خاورمیانه چنین می نویسد:

«]کتاب[ سعی دارد تا معماری معاصر ایران را از منظر شیوه مواجهه با معماری مغرب زمین مورد واکاوی و دقت قرار دهد ... حکایت معماری این سرزمین، حکایت شیوه مواجهه این دو فرهنگ است، فرهنگی ایرانی و شرقی، و فرهنگ مغرب زمین، و حکایت اندیشه هایی است که به سیاحت غرب رفته، گاه آن را چشم و گوش بسته پذیرفته و گاه به گونه ای جزم اندیشانه به مقابله با آن بر می خیزند، و گاهی نیز در میان این دو سر طیف به دنبال آشتی دادن بر می آیند، آشتی دادنی که جای تامل دارد.»


 کتاب تحلیلی بر معماری معاصر ایران؛ حمیدرضا انصاری


نقد کتاب

کتاب کوتاه و مختصر است. برخلاف اغلب کتاب هایی که این روزها در "بازار" کتاب های معماری و شهرسازی چاپ میشوند، تالیفی مختصر و هدفمند است و نه صرفا یک جمع آوری از سایر کتاب ها. این کتاب خودآگاهی تاریخی بسیار مناسبی در فهم آنچه بر معماری ایران (از قاجار به این سو تا دهه 70 شمسی) گذشته، ارایه میدهد. در گفتارهای اول تا سوم از منابع مناسبی در فهم شرایط تاریخی اجتماعی سیاسی دوران قاجار و پهلوی استفاده شده. 1 اما در گفتار چهارم، جای خالی تحلیل بسیاری از رویداد های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دهه های بعد از انقلاب  احساس میشود. تحولاتی چون سیاست های دوران سازندگی، تحولات اجتماعی دهه هفتاد، گفتمان عدالت دولت نهم دهم و ... در واقع گفتار چهارم ازین نظر تُنُک تر شده و بیشتر بر خود معماری متمرکز شده و تحولات مربوط به معماری به خوبی شرح داده شده است.

اما مهم ترین ایرادی که می توان به کتاب گرفت عدم شناسایی و تبیین جریان ها و تلاش های دهه 80 به بعد معماری معاصر ایران است. متاسفانه نویسنده کتاب را درست همان جایی تمام میکند، که نیاز به تبیین بیشتر بود. و حتی بدتر این که گویی این میدان وسیع تجربه گرایی را به رسمیت نشناخته و به یک چوب می راند.

 

«در بیشتر مسابقات، این دسته از معماران جویای نام، شرکت جسته و برنده می شوند. آثار جهانی، توسط این دسته از معماران بازخوانی شده و در طیفی از تقلید صرف تا گرته برداری بروز می یابند. تنوع آثار معماری به حدی می رسد که شاهد نوعی سردرگمی در معماری ایران هستیم و شاید به راحتی نتوان نحله ها و گرایش های مشخصی را تشخیص داد. بدین سان معماری نوینی پا به عرصه وجود می گذارد که دیگر نه انیجایی است و نه آنجایی، بلکه گاه در پی در یافتن جایگاهی جهانی، خود را به تکاپو می اندازد و گاهی دیگر در پس ثروت تازه کسب شده توسط برخی کارفرمایان در تلاش برای نشان دادن آن ثروت، از هر مصالح نوین و یا طرح های ارایه شده در هر مجله جدید بهره میگیرد.» ص 123

 

علیرغم همه ی محاسن کتاب، میتوان سه ایراد بر آن وارد کرد.

  • پایگانی بودن منظر نویسنده و وفاداری آن به صورت بندی های مختلف پهلوی دوم
  • عدم شناسایی و تبیین آثار بعد از دهه 80
  • سست بودن گفتار آخر و مبهم بودن نظر نویسنده

 

دو ایراد اول به نوعی به هم وابسته و علت و معلول یکدیگرند. هر چند کتاب را نمیتوان یک کتاب توصیفی صرف در مورد تاریخ معماری ایران دانست. اما به نظر میرسد چندان که باید املا و انشای محکمی ندارد (سست بودن گفتار آخر). یکی از انتظاراتی که از کتاب داشتم و برآورده نشد. ارایه ی چهارچوب مفهومی ای برای فهم معماری معاصر متاخر ایران بود (آثار بعد از دهه هشتاد) متاسفانه نویسنده در مقابل آنچه هنوز صورت بندی نشده (شاید وظیفه ی اصلی یک منتقد یا تحلیلگر) عقب نشینی کرده است.


بازگشت معماران ایرانی که خارج از کشور تحصیل یا کار کرده اند (گاهی در دفاتر معمارانی مثل حدید و ...) در پی رکود اقتصادی اخیر غرب و بحران بازار مسکن، تاثیر اینترنت و آشنایی بی واسطه (و بدون تفسیرهای استاد) دانشجویان با معماری معاصر غرب، تبعات گسترش مدارس معماری، نقش برخی جوایز چون جایزه آقاخان، جایزه میرمیران و معمار در جهت دهی به آثار معماری و ...  همگی از جمله موضوعاتی بودند که می توانست در ادامه به آن ها پرداخته شود. شاید هم نیاز باشد اندکی زمان بگذرد و با فاصله گرفتن از شرایطی که اکنون در آنیم به قضاوت بنشینیم. اما این قطعا خوب نیست که خواننده گمان کند که نویسنده بیش از این که چهارچوبی برای معماری معاصر متاخر ایران درست کند، به همان دوگانه ی سنت-مدرنیته پایبند است. هر چند ممکن است این چهارچوب قدیمی سنت-مدرنیته بتواند بخوبی از توصیف و تفسیر دوره ی قاجار و پهلوی برآید. اما کارایی آن در توضیح آثار و جریان های اخیر محل تردید است. 2

 

به همین ترتیب سوالاتی برای خواننده ایجاد میشود که آیا منظور نویسنده از «نوعی سردرگمی در معماری ایران» دعوت به بازگشت و تفکر در چارچوب سنت-مدرنیته است؟ آیا جمله ی زیر شاهدی بر این دعوت است؟

«بررسی معماری معاصر ایران در این مقدمه، حکایت از مسیری صعب و دشوار می نماید که معماری را بر آن می دارد تا در میانه سنت و مدرنیسم راهی برای خود پیدا کند. با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی هر دوره، معماری معاصر به یکیی از این دو سو گرایش یافته و گاه حیران و سرگردان از انتخاب وا می ماند.»

 

در سخن آخر، اما ما با دعوتی دیگر روبرو هستیم. «لزوم تامل در هویت جدید، استقبال (و نه پذیرش) از اندیشه های مختلف، ساختن معماری ای با اصالت، که محصولی متناسب با وضعیت کنونی مان در جهان باشد. عدم ترس از دست دادن هویت تاریخی، عدم هراس از عقب ماندگی و ...، توجه به ارتباط میان معماری و سبک زندگی و ...»

به این ترتیب، نویسنده در گفتار پایانی سوالاتی از این دست طرح می کند، با نگاهی به ارجاعات جسته گریخته، 3 دعوت به آموختن از فقه و اجتهاد شیعی و برخی کلیدواژه ها چون رشد به جای توسعه بعید به نظر می رسد نویسنده خود نظری نداشته باشد. و به همین دلیل آن سوالات کمی تصنعی به نظر می رسد. همانطور که نوع برخورد نویسنده با معماری دهه 80 با جمله ی زیر قابل جمع نیست:

«باید سخن هر اثری که چیزی برای گفتن دارد را بشنویم؛ این بردباری در مقابل دیگران و استقبال از شنیدن سخنان مختلف، ما را به آنجا می رساند که بتوانیم خود را بشناسیم و معماری شایسته ای بر پا سازیم ...» ص 131

 

شاید کتاب باید با یک دعوت اساسی تر پایان می یافت. شاید چیزی شبیه به دعوت به مساله و رسالت اساسی معماری، که اتفاقا از همین منظر و به قلم نویسنده ای نزدیک به همین نگرش، در کتابی مثل پارادایم های طراحی معماری، مطرح شده است.

 


پانوشت ها:

  1. مثل کتاب ایران بین دو انقلاب: در آمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران از آبراهامیان که یک کتاب تحلیلی تحقیقی بسیار خوب با ارجاعات و دسترسی به منابع دست اول فراوان است. یا مقالات دیگری که در این بخش ها استفاده شده است.
  2.  از سنت-مدرنیته باید پرسید. آیا نزدیک شدن آثار دیبا به معماری سنتی را نباید معماری مدرنی دانست که تنها به شرایط زمینه ای توجه کرده؟ یا گذشته را منبع الهام (بازهم  به نحوی تفکر مدرن طراحی) قرار داده؟ چارچوب سنت-بدعت نیز شاید تنها کمی بهتر از سنت-مدرنیته باشد.
  3. میرباقری
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۵ ، ۰۱:۱۷
حسینی

حتما برای شما هم پیش اومده که بخواین به عنوان هدیه به کسی کتاب بدین! بعضی کتاب های در عین  سادگی، کوتاه و مختصر بودن دنیای جدیدی به روی خواننده باز می کنند ... این هفت کتاب رو بارها به دوستان، سال پایینی ها و شاگردانم هدیه کردم. شما هم اگر کتابی به خاطر دارین بفرمایین ...

 


کتاب ده حکایت معماری مهرداد قیومی بیدهندیکتاب تنها دویدن نادر خلیلیکتاب چشمان پوست معماری و ادراکات حسی پالاسماکتاب نقش فضا در معماری ایران حائری مازندرانیمعماری و راز جاودانگی کریستوفر الکساندرکتاب معماری اندیشی زومتور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۵ ، ۲۳:۱۸
حسینی

معرفی

کتاب حکمت هنر و زیبایی در اسلام، از چهار گفتار تشکیل شده که ماحصل جلساتی است که فرهنگستان هنر پیرامون فلسفهو حکمت هنر ترتیب داده و در آن هر یک از اساتید و صاحب نظران مطالبی را به صورت خلاصه ارایه داده اند.

 

نویسنده در گفتار اول از آن جا شروع می کند که اصلا بحث از زیبایی شناسی اسلامی امکان پذیر است یا خیر. با اشاره کوتاه به سیر تاریخی مفهوم زیبایی شناسی و تحول آن پس از دکارت، میان تلقی مدرن و پیش از آن از هنر و زیبایی شناسی تفاوت قائل می شود. ازین جاست که بحث از زیبایی شناسی به معنای مدرن را در مورد هنرهای اسلامی ممکن نمیداند. در ادامه به طرح سه مضمون حسن، تجلی و عشق و ارتباط آن ها با مفهوم زیبایی می پردازد. که در متون عرفانی عالم اسلامی طرح شده اند.

 در گفتار دوم با رجوع به فتوت نامه ها به فرایند اموزش هنر در عالم اسلامی می پردازد. اهل هر حرفه در حلقه ی خود متاثر از گرایش های صوفی گرانه به نوشتن فتوت نامه ها می پرداخته اند. در این فتوت نامه ها ریشه و سلسله ی اموزگاران آن حرفه یا هنر به یکی از پیامبران و در نهایت به امام علی میرسیده. هر هنراموز ابتدا ایین فتوت و جوانمردی می اموخته و سپس حرفه و مهارت را. در ادامه به هنر اسلامی و هنر مسیحی پرداخته و این که هر دین و به تبع آن هنر آن تجلی یک اسم از اسمای الهی است را شرح میدهد. گرایش هنر مسیحی به شمایل نگاری و هنر اسلامی به کلام و ... از موضوعات طرح شده در این بحش است.

گفتار سوم به معرفت هنری و هم چنین مساله  ی معنی و صورت در هنر اسلامی می پردازد. معرفت هنری در عالم عرفان و به تبع آن عالم هنر اسلامی نه از طریق تفکر منطقی که از طریق تذکر است.

در گفتار چهارم و بحث از تنزیه و تشبیه، و پس از آن  تشبیه و سمبولیسم ارتباط میان معنی و صورت بیشتر باز می شود. نویسنده به جدال میان فقه، کلام و از آن سو عرفان اشاره میکند. اهل کلامی که قائل به تنزیه اند و عرفایی که به تشبیه رو آورده اند. این بخش یکی از بخش های شیرین کتاب است که با آن به پایان می رسد.

 

توصیه

بعضی ادم ها و بعضی کتاب ها هستند که به موضوعات معنا میدهند، در مقابل خیل کثیری هم تازگی ها پیدا شده اند که همه چیز را از معنا تهی می کنند. مثل وقتی که کسی بخاطر فرار از سربازی، دکتری میخواند و آن را بی معنا می کند یا وقتی سر کلاس حکمت و هنر نشستیم و استاد طوری درس میدهد که احساس می کنیم خودش هم حرف های خودش را قبول ندارد حاصل چیزی نیست جز بی معنا کردن این ها ...

 در جست و جوی حکمت فراموش کردیم که پیامبر گفت:

"اگر کسی چهل روز خالص برای خدا باشد، خداوند حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می‌کند"


تشنه بودیم و دنبال آب گشتیمدر این میان عده ی کثیری از کاسه فروشان از آن چشمه چشیده و نچشیده کمی از آب چشمه را مضاف و شور و ناخالص در کاسه کردند و از ما خواستند که برای رفع تشنگی کاسه ای از آن ها بخریم.

 این حکایت این روزهای نشر کتاب در حوزه حکمت هنر اسلامی است. انبوهی از اباطیل رب و بی ربط از طوطیانی که کارشان پر کردن صفحات کتاب است همین ...

 

در این میان این کتاب، پس از مدت ها آن تشنگی را فرو نشاند. کتابی شیرین مختصر و مفید. اما کاش امثال نویسنده بیش از این دست به قلم می شدند تا عرصه بر کاسه فروشان تنگ می شد. شاید هم باز فراموش کردم که حکمت از دل مومن مخلص میجوشد و نیازی به کتاب نیست. شاید به قدر کافی تشنه نشدیم ... شاید

 

آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست



کتاب حکمت و زیبایی در اسلام
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۱۸:۱۵
حسینی

همیشه پرسش راهی را به سوی کشف واقعیات و یا قدم نهادن در راه رسیدن به مفهوم و اصل مطالب برای انسان باز می‌کند.هایدگرنیزدر این‌مقاله  با پرسش از تکنولوژی به دنبال تبیین‌مفهوم و ماهیت تکنولوژی است. متنی که در ادامه میخوانیم خلاصه ای است از آنچه که در این مقاله آورده شده است.



- یکی از تعاریفی که در ابتدا به ذهن میرسد این‌است که تکنولوژی ابزاری است برای رسیدن به هدفی؛که هرچه انسان‌در این زمینه پیش می رود میل تسلط به تکنولوژی بیشتر میشود.

- در نظر گرفتن تکنولوژی به عنوان امر ابزاری،امری صحیح به نظر می رسد ولی امر حقیقی همیشه همان امر صحیح نیست.بلکه باید برای رسیدن به امر حقیقی و ماهیت واقعی از امر صحیح استفاده کرد.در این‌راستا پرسش بعدی که مطرح میشود این‌است‌که اصلا خود امر ابزاری چیست؟هرآنچه معلولی در پی دارد علت خوانده میشود ولی علت فقط آن نیست که موجد چیز دیگریست. هرجا هدفی دنبال شود و وسیله ای به کار‌رود؛علیت هم حاکم است.

- در این مقاله هایدگر به بیان ۴ نوع علیت پرداخته و با آوردن مثال هایی به خوبی معنای هر یک را مشخص می کند.

- همانطور که انسان داءما در حال تولید و ساخت ابزار هست،با مفهومی به نام فرآوردن یا پوءیسیس مواجه میشود که نباید آن را فقط به تولید دست افزاری و یا به ظهور آوردن اطلاق نمود بلکه این کلمه معنایی والاتر و درونی دارد و باید به این نکته توجه داشت که خود فرآور ن به چه شکل حاصل میشود؟در واقع می توان گفت که فرآوددن زمانی به وقوع می پیوندد که امری مستور،نامستور شود و عینیت پیدا کند که این خود انکشاف است.

- آیا سوال ابتدایی ما در مورد تکنولوژی ربطی به انکشاف دارد؟!در پاسخ میتوان گفت که کاملا مرتبط است چون همانطور که بیان شد هر امر فراوردنی ریشه در انکشاف دارد و فرآوردن نیز ۴ نحوه علیت را در خود جای داده که هدف و وسیله و امر ابزاری نیز به قلمرو آن تعلق دارد و امر ابزاری نیز خصوصیت اساسی تکنولوژی تلقی می شود.

- پس میتوان نتیجه گرفت که تکنولوژی نوعی انکشاف است و صرفا یک وسیله نیست!انکشافی که در تکنولوژی عصر جدید هست نوعی تعرض و در افتادن با طبیعت و منابع محسوب میشود به این صورت که انرژی نهفته درطبیعت کشف و حبس میشود و حاصل این روند تغییر شکل یافته و انبار می شود و از نو توزیع می شود و انچه توزیع شده از مداری به مدار دیگر جریان می یابد.

- ولی تکنولوژی جدید به عنوان انکشافی که انضباط می بخشد صرفا ساخته و پرداخته ادمی نیست.این معارضه آدمی را در انضباط بخشیدن گرد می آورد و این گرد آوری آدمی را وا می دارد که امر واقع را همچون منبع ثابت انضباط بخشد.

- در ادامه هایدگر لغتی را با معنایی نا ملموس به کار میبرد.او از کلمه "گشتل"سخن به میان می آورد.

- در گشتل آن عدم استتاری رخ می دهد که در انطباق با آن تکنولوژی جدید با کار خود امر واقع را همچون منبع ثابت منکشف می کند.بنابراین این کار نه صرفا انسانی است و نه وسیله ای صرف در قالب آن فعالیت.پس امر صرفا ابزاری یعنی تعریف صرفا انسان مدار تکنولوژی علی الاصول بی اعتبار است.

- و حقیقت امر آن است که بشر در عصر تکنولوژی،به انکشاف فراخوانده شده است.

- ماهیت تکنولوژی جدید خود را در امری نشان می دهد که ما به آن گشتل می گوییم ولی صرف اشاره به این امر پاسخ ما را به پرسش از ماهیت تکنولوژی نمی دهد.پس به دنبال این مرسش میرویم که گشتل خود در واقع چیست؟در جواب باید گفت که گشتل به هیچ وجه امری تکنولوژیک یا ماشینی نیست؛بلکه نحوی است که از طریق آن امر واقع خود را همچون منبع ثابت  منکشف می کند.اما این انکشاف نه منحصرا در بشر رخ می دهد و نه به طور قطعی به میانجی او انجام می پذیرد.

- آن حوالتِ گردهم آورنده ای که آدمی را راهی انکشاف می کند تقدیر می نامیم.

- تقدیرِ انکشاف همیشه حاکم بر آدمی است اما این تقدیر هرگز جبر سرنوشت نیست.

- ماهیت تکنولوژی در گشتل نهفته است و استیلای آن به قلمروی تقدیر تعلق دارد.از آنجا که این تقدیر در هر لحظه ای معین آدمی را راهی انکشاف می کند،بشری که در این راه افتاده داءما به آستانه امکانی نزدیک می شود که فقط امری را که در انضباط منکشف شده است دنبال می کند و به این ترتیب امکان دیگری را منتفی می کند.اینکه چه بسا بشر می توانست بیشتر و زودتر به ماهیت امر نامستور راه یابد تا از این طریق ماهیت خود را همچون تعلیقِ الزامی به انکشاف تجربه کند.

- آدمی با قرار گرفتن در میان ابن امکانات از درون تقدیر در معرض خطر قرار می گیرد

- و آدمی چون فکر میکند با بهره گیری از منابع به موفقیت هایی رسیده و راه درست را در پیش گرفته،این خطر باقیست که امر حقیقی در میان این امور صحیح محو شود.

- پس میتوان گفت که گشتل مانع تجلی حقیقت می شود.در نتیجه تقدیری که به انضباط می آورد بزرگترین خطر است.تکنولوژی امری خطرناک و شیطانی نیست ولی ماهیت آن اسرار آمیز است.ماهیت تکنولوژی به عنوان تقدیر انکشاف خودِ خطر است.

- در ادامه مقاله نمونه هایی جهت تفهیم بیشتر مطالب بیان شده؛آورده شده است که مطالعه ی مقاله به علاقه مندان به این مبحث پیشنهاد میشود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۵ ، ۱۰:۱۳
:) :)