گنجه

نمایه ی کتاب های هنر و معماری

گنجه

نمایه ی کتاب های هنر و معماری

گنجه

همه ما میدونیم که بازار کتاب بخصوص هنر و معماری حسابی داغه! اما گاهی برای خرید یا خوندن یه کتاب دچار تردید و دو دلی میشیم! گنجه جایی برای معرفی، نقد، و گاهی خلاصه کتاب های هنر و معماری است.

جمعی از دانشجویان ارشد،دکتری تهران مدرس و بهشتی

آخرین نظرات

۷ مطلب با موضوع «موضوعی :: سایر حوزه ها» ثبت شده است

کتاب کار، مجموعه ی تجربه و هنر زندگی لارس اندرسون


فرض کنید میخواستید کتابی در مورد کار بنویسید، چطور این کار رو انجام میدادید؟

  • خودتان دست به کارهای مختلف میزدید و یادداشت هایی برمیداشتید؟ تجربه ای کسب میکردید؟ شهودی در کاری دست میداد و بعد دست به قلم میبردید؟
  • نظر فلاسفه جامعه شناسان و بزرگان دینی و ... در مورد کار را مرور می کردید و بعد دست به قلم می بردید؟
  • در تجارب و گزارش های دیگران مثل خاطرات، دل نوشته ها، دوستان و اشنایان و ... تامل میکردید و کتابی می نوشتید؟

 

خب در مجموع میشه گفت این کتاب ترکیبی از هر سه ی این هاست. برای من که اشنایی قبلی با کتاب های فلسفی داشتم این کتاب متفاوت بود. تصورم از کتاب های فلسفی چیزی شبیه به شهود و اشراق هایی ناشی از تجربه ی نزدیک با یک موضوع بود که فیلسوف با تامل و تعمق در ان موضوع به دریافت هایی عمیق تر دست می یابد. اغلب یک وجه مغفول از موضوع روشن میشود گاهی حتی به قیمت دیده نشدن وجوه دیگر. خواندن کتاب های فلسفی به خصوص انهایی که به زبان فنی تری نوشته می شوند اغلب سخت و دشوار است گاهی درون انتزاعیات گم میشوی و گاهی هم از بیش از حد گیر دادن های فیلسوف به برخی جزئیات ملول!

 

البته تجربه ی خواندن این کتاب اصلا شباهتی به کتاب های فلسفی نداشت. زبان غیر فنی و بسیار روان بود. منابع و موضوعاتی که نویسنده روی ان ها دست گذاشته بود بسیار وسیع و متنوع بودند. سر راست شسته رفته و البته مختصر به وجوه مختلف کار آن هم از نگاه های مختلف پرداخته بود.

هر چند خود نویسنده این را حسن کتاب میشمرد اما من فکر میکنم بهتر بود نویسنده هم حرفش را می زد نه این که تنها خوب و بد استدلال های مختلف را نشان دهد. البته که به صورت ضمنی برخی باورهای نویسنده را میتوان پیدا کرد مثلا در اعتقادش به سرمایه داری و رد نظرات مارکس (در مورد اینده ی تاریک کارگر در سرمایه داری) یا مثلا در کار و معنا، ان جا که نویسنده اعتقاد دارد بخش مهمی از معنایی که هر کس در زندگی دنبال ان است در کار خواهد یافت کار محفلی برای به فعل درامدن استعداد های درونی ماست و ... اما هم چنین به وجه منفی این استدلال کار و معنا هم توجه دارد جایی که شرکت ها و تئوری های مدیریتی کار را تنها منبع کسب معنا برای شما جا بزنند و از سایر منابع معنابخشی زندگی خودتان غفلت کنید.

 

یک ویژگی دیگر این کتاب به نظرم عملگرایی، واقع گرایی و شاید تا حدودی فایده گرایی بود. آنچه اغلب از فیلسوف سراغ داریم کسی است که بیش از هر چیز به حقیقت پایند است. اما در این کتاب نویسنده این طور نیست، مثلا جایی در مورد این که چه معیاری برای تعیین دستمزد درست است راه حل های مختلفی مثل شایسته سالاری، نسبت استعداد به تلاش، بر حسب نیاز و ... را ردیف میکند اما دست اخر خیلی زود نتیجه میگیرد چون این ها عملی نیستند همان برحسب ساعت و نیاز بازار (ایده ی سرمایه داری) عملی تر است.

 

گاهی هم نویسنده از تجربه هایش می گوید و توصیه های شخصی جالبی دارد، مثلا میگوید وقتی برای کاری که برایتان معنا دار است و پیش از این داوطلبانه انجام میدادید، قرار باشد اندکی هم پول بگیرید آن را از یک فعالیت معنا دار به شغلی کم درامد تبدیل کرده ایم! پس مراقب باشیم مهمترین علاقه ی زندگی مان را تبدیل به شغلمان نکنیم.

 

وقتی به فصل اخر کتاب (کار و زندگی) می رسیم، شباهت نویسنده به فیلسوف ها کمتر هم میشود. و بیشتر شبیه یک روان شناس با شما گفت و گو می کند. توصیه ها اخلاقی تر می شودند.

 

کتاب پر از امار های جالب، فکت های تاریخی عجیب است که سعی دارد تصور ما از کار در گذشته و امروز را اصلاح کند. کلا نویسنده اعتقاد دارد اوضاع بهتر شده. لا به لای کتاب داستان های جالبی در مورد کمپانی های فورد و ... پیدا میشه که لذت بخشند. در برخی فصل ها مثل فصل دستمزد و توزیع کار نویسنده به اثر ترفیع،‌ افزایش درامد، ساعات کاری و ... در رضایت و خوشبختی شخصی با استناد به مطالعات دانشگاهی می پردازد.

 

در مجموع میتوان گفت این کتاب همانطور که مجموعه ی «تجربه و هنر زندگی« یا فلسفه برای زندگی ناشر ادعا دارد به واقع گونه ای کتب فلسفی را ارایه میدهد که در ایران مغفول مانده کتاب های فلسفی برای زندگی و انضمامی تر. تحلیل های عمیق و ژرف اندیشی هایی در باره ی مسایلی که روزمره با ان ها درگیریم. کتاب هایی که به ما در حل مشکلات و فهم جهان کمک میکنند اما نه به سخیفی کتاب های خودیاری و روان شناسی! :P

یکی از نقاط قوت خیلی خوب کتاب هم، فهرست کتاب های پیشنهادی ای است که برای مطالعه حول فلسفه ی کار ارایه داده. فهرستی متتنوع از متون جامعه شناسی تا فلسفه و گزارش های روزانه و ...

 

فهرست کتاب:

  • از نفرین تا تکلیف: تاریخچه ی مختصر فلسفه کار

نظر فلاسفه ی یونان در مورد کار (که به نظرم برداشت نویسنده کاملا غلط است و یک سوتفاهم لفظی است) مسیحیت و کار،  اخلاق پروتستانی کار که بعدا صورت دنیایی تری به خود میگیرد، نظرات روشنفکران قرون ۱۷  و ۱۸ از کار،‌ رمانتیسیم و کار (هر کس دنبال کاری باشد که رضایت و معنا در ان می یابد)، فردگرایی مدرنیته و فرهنگ جدید کار. تقریبا می شود گفت فرهنگ معاصر کار و تصور ما از کار تلفیقی از همه ی این ها است.

  • کار و معنا
  • توزیع کار

در جامعه هر کسی چه کاری رو انجام بده؟ مزایای درونی و بیرونی کارها، تنوع کار و بازار ناعادلانه ی کار، نتایج تحقیقاتی که نشون میدن نه تنها نوع شغل بلکه کار داشتن یا بیکاری هم ارثی است! (اشاره به طبقات اجتماعی و فرصت  های نابرابر)

  • کار و تفریح

در کل مطالب جالبی در این فصل هست اما بیش از همه ۴ نوع فراغت چشمم را گرفت: فراغت یعنی: اجازه داشته باشی کار خاصی بکنی،‌ دو اجازه داشته باشی هر کاری خواستی بکنی، سومی این که اجازه داشته باشی هیچ کاری نکنی و چهارمی هم اجبار به همه جور کار کردنی!

  • مدیریت شدن

فصلی که نویسنده با زبان طنز کتاب های مدیریت و تئوری های جدید مدیریت را به سخره می کشد‌ :) ضمنا توضیح میدهد اصلا ایده ی مدیریت از کجا امد، از کارخانه ها، نظرات تیلور،‌ فورد،‌ مدیریت دانش و  حالا رسوب ان ها در نرم افزارهای اداری و ...

  • دستمزد

دستمزد هر کس باید چقدر باشد؟ ایده های سرمایه داری و سوسیالیسم و ... تحول جنبش های کارگری، نظارت مارکس اسمیت کینز

  • کار در عصر وفور

رشد اقتصادی سریع بعد از جنگ جهانی،‌گسترش رفاه عمومی کاهش ساعات کار افزایش بهره وری و دستمزدها باعث شد تا مصرف هم منبع جدیدی از معنادهی تلقی شود. ما با انتخاب و مصرف چیزها با گرداوردن یا جایگزینی شان خود را در دنیای بیرون عینیت می بخشیم. نظرات مارکس، بودریار، باومن و زیمل، نویسنده میگوید این منبع جدید ضعیف تر از کار است. از طرفی هم طبقات اجتماعی حالا با مصرف برخی کالاها تمایز می یابند.

  • پایان کار

تاثیر تکنولوژی در از بین رفتن مشاغل و تولید مشاغل جدید، دنیای بدون کار و ...

  • زندگی و کار
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۶ ، ۰۱:۰۳
حسینی

ذهن کامل نو: گذر از عصر اطلاعاتی به عصر مفهومی، دانیل ه. پینک، نشر کند و کاو

معرفی و بررسی این کتاب



کتاب ذهن کامل نو

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۳۱
حسینی

نویسنده در این کتاب در پی شرح دیالکتیک تنهایی و وصل در طول زندگی انسان و عرصه های مختلف اجتماعی و ... است. در طول کتاب موضوعاتی هم چون زبان، عشق، ظهور و پیدایش اسطوره، دین های ابتدایی، زمان و ... ذیل همین مفهوم تنهایی و وصل تفسیر می شوند.

 

دیالکتیک تنهایی، اوکتاویو پاز


در مورد عشق، نویسنده آن را با انتخاب آزاد وابسته می داند. به همین جهت است که گویا ماندن بر سر انتخاب ها و ازدواج و وفاداری در نگاه وی با عشق منافات دارند. (یا حداقل بی ربط اند)

چنین نگاهی به عشق، بسیار به تجربه ی غرب و بخصوص قرون هجده و نوزدهم وابسته است. اغلب متفکران و تاریخ دانان نهاد ازدواج (در غرب) را در این دوران متاثر از نظام های طبقاتی و قرارداد های اجتماعی سفت و سخت می دانند. با چنین گذشته ای نباید دور از اتنظار باشد که مثلا کسی مانند گیدنز تاریخ عشق را حرکت از عشق شهوانی به عشق رمانتیک و سپس به عشقی سیال، بی تعهد، آزاد و موقتی بداند. در مقابل این نگرش ها، دیگرانی هم هستند که چنین تلقی ای از عشق را متاثر از جامعه ی مصرفی و محصول سرمایه داری می دانند. و در نقد آن می کوشند. یکی از مدل های خوب برای تبیین عشق را میتوان در کار استرنبرگ دید جایی که عشق ترکیبی از شهوت، تعهد و صمیمیت (تفاهم) است.

با این مقدمه کوتاه به بررسی تعبیر نویسنده از عشق در این کتاب می پردازیم، پیوند میان عشق و انتخاب آزاد، تضاد آن با ازدواج و ... بخصوص  با فرهنگ و تلقی ما از عشق غریب می نماید.

پیشگفتار مترجمان به فهم این تضاد کمک میکند. چنان که نوشته اند، نویسنده در بستر یک جامعه ی به شدت طبقاتی زندگی می کند. جایی که قراردادهای اجتماعی و اخلاقی در تضاد با فطریات انسانی، به تضادهای درونی و ریا و دروغ گویی در افراد جامعه منجر شده. قوانین اخلاقی ای زنان و مردان متفاوت است و همه چیز موجب از خودبیگانگی انسان می شود. ازدواج تنها در چارچوب طبقات اجتماعی و به شکلی قراردادی تحت قوانین سخت اخلاقی انجام میگیرد. «زندگی اجتماعی هرگونه امکان وصلت عاشقانه حقیقی را از میان می برد.» ص26 در چنین جامعه ای:

«عشق برای آن که محقق شود باید قانین دنیای ما را زیر پا بگذارد. عشق رسوا و خلاف قاعده است؛ جرمی است که دو ستاره با خارج شدن از مدار مقررشان و به هم پیوستن در میان فضا مرتکب می شوند. مفهوم رمانتیک عشق که متضمن گسستن و گریختن و فاجعه است یگانه مفهومی از عشق است که امروز ما می شناسیم چون همه چیز در جامعه ما مانع از آن است که عشق انتخابی آزاد شود.»

پس به نظر می رسد، همانطور که قیاس شرایط جامعه ی طبقاتی مکزیک، شرایط گنگ سیاسی آن و هم چنین سنت ها و عرف های مهاجران اسپانیایی آن در آن زمان با شرایط جامعه ی ما قیاس ناروایی است. به همان نسبت نیز، فهم نیوسنده از عشق کمکی به توضیح تجربه ی ما از عشق نمیکند.

 

مطالب دیگر کتاب گرچه بی سابقه و نو نیستند (که میتوان در منابع دیگر آن ها را جست) اما همین کنارهم قرار دادن آن ها ذیل تنهایی جالب می نماید.

مثلا در همان صفحاتی که به عشق پرداخت شده، از سیمین دوبوار نقل شده که چگونه در همین واقعه ی عشق نیز (که نویسنده آن را منجی میدانست) حقیقت عشق کاری عقیم و معدوم می نماید. چه این که:

«زن بت است، الهه است، مادر است جادوگر است، پری است اما هرگز خودش نیست. بنابراین روابط عشقی ما از همان آغاز تباه شده است، از ریشه مسموم است. شبحی میان ما حایل می شود و این شبح تصویر اوست؛ تصویری که ما از او پرداخته ایم و و خود را بدان آراسته است.» - ص 13

نویسنده دلخور از همه ی آن محدودیت های عرفی، ستنی و اجتماعی مکزیک چاره را در شکستن همه ی این تصاویر میداند. چنان که با دعوت زن می نویسد:

«عشق زن را به کلی دگرگون می کند. اگر جرئت کند عشق بورزد، اگر جرئت کند خودش باشد، باید تصویری را که دنیا او را در آن محبوس کرده نابود کند.» - ص 16

حتی از همین دعوت اخیر هم باید پرسید واقعا زن یا حتی خود مرد، خارج از تصویری که جامعه، تاریخ و ... از او ساخته اند چیست؟ در حال حاضر فکر میکنم چنین دعوتی معدوم باشد.

پرسش هایی ازین قبیل ممکن است ابعاد جدی تر و ماهوی تری نیز به خود بگیرند. آیا وجود فی نفسه و باقوله چیزی جز موجودیت های بالفعل خود که در طول تاریخ فعلیت یافته در خود دارد؟

 

طرح پیدایش داستان ظهور ادیان در جوامع ابتدایی پس از فروپاشی جامعه مبتنی بر اسطوره نیز از دیگر مطالبی است که نویسنده بدون ارجاع مستقیم از دیگر منابع وام گرفته. این طرح و داستان نیز با آنچه ا از ادیان الهی بخصوص ادیان ابراهیمی می شناسیم مغایرت دارد. هرچند ممکن است شباهت هایی مثلا میان مرکزیت کعبه در عالم و ... با سایر این ادیان ابتدایی وجود داشته باشد. به نظر میرسد طرح این این داستان در مورد ادیان ابتدایی درست باشد اما تعمیم آن به ادیان ابراهیمی نیاز به اثبات و بحث بیشتری دارد و در بدو امر نادرست می نماید.

 

از بین مباحث متعددی که در طول کتاب جسته گریخته به آن ها اشاره شده تا دیالکتیک تنهایی در طول زندگی انسان شرح داده شود. دو موضوع دیگر در کنار عشق و ادیان، جالب تر جلوه می کنند. یکی موضوع زبان و دیگری زمان. تحول تجربه ی دوری زمان  به زمانی کمیت پذیر، و ...

دیالکتیک تنهایی اینجا مطالب درخشان تر و خواندنی تری دارد که در این یادداشت کوتاه مجال پرداختن به آن ها نیست.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۵ ، ۱۷:۴۳
حسینی

همیشه پرسش راهی را به سوی کشف واقعیات و یا قدم نهادن در راه رسیدن به مفهوم و اصل مطالب برای انسان باز می‌کند.هایدگرنیزدر این‌مقاله  با پرسش از تکنولوژی به دنبال تبیین‌مفهوم و ماهیت تکنولوژی است. متنی که در ادامه میخوانیم خلاصه ای است از آنچه که در این مقاله آورده شده است.



- یکی از تعاریفی که در ابتدا به ذهن میرسد این‌است که تکنولوژی ابزاری است برای رسیدن به هدفی؛که هرچه انسان‌در این زمینه پیش می رود میل تسلط به تکنولوژی بیشتر میشود.

- در نظر گرفتن تکنولوژی به عنوان امر ابزاری،امری صحیح به نظر می رسد ولی امر حقیقی همیشه همان امر صحیح نیست.بلکه باید برای رسیدن به امر حقیقی و ماهیت واقعی از امر صحیح استفاده کرد.در این‌راستا پرسش بعدی که مطرح میشود این‌است‌که اصلا خود امر ابزاری چیست؟هرآنچه معلولی در پی دارد علت خوانده میشود ولی علت فقط آن نیست که موجد چیز دیگریست. هرجا هدفی دنبال شود و وسیله ای به کار‌رود؛علیت هم حاکم است.

- در این مقاله هایدگر به بیان ۴ نوع علیت پرداخته و با آوردن مثال هایی به خوبی معنای هر یک را مشخص می کند.

- همانطور که انسان داءما در حال تولید و ساخت ابزار هست،با مفهومی به نام فرآوردن یا پوءیسیس مواجه میشود که نباید آن را فقط به تولید دست افزاری و یا به ظهور آوردن اطلاق نمود بلکه این کلمه معنایی والاتر و درونی دارد و باید به این نکته توجه داشت که خود فرآور ن به چه شکل حاصل میشود؟در واقع می توان گفت که فرآوددن زمانی به وقوع می پیوندد که امری مستور،نامستور شود و عینیت پیدا کند که این خود انکشاف است.

- آیا سوال ابتدایی ما در مورد تکنولوژی ربطی به انکشاف دارد؟!در پاسخ میتوان گفت که کاملا مرتبط است چون همانطور که بیان شد هر امر فراوردنی ریشه در انکشاف دارد و فرآوردن نیز ۴ نحوه علیت را در خود جای داده که هدف و وسیله و امر ابزاری نیز به قلمرو آن تعلق دارد و امر ابزاری نیز خصوصیت اساسی تکنولوژی تلقی می شود.

- پس میتوان نتیجه گرفت که تکنولوژی نوعی انکشاف است و صرفا یک وسیله نیست!انکشافی که در تکنولوژی عصر جدید هست نوعی تعرض و در افتادن با طبیعت و منابع محسوب میشود به این صورت که انرژی نهفته درطبیعت کشف و حبس میشود و حاصل این روند تغییر شکل یافته و انبار می شود و از نو توزیع می شود و انچه توزیع شده از مداری به مدار دیگر جریان می یابد.

- ولی تکنولوژی جدید به عنوان انکشافی که انضباط می بخشد صرفا ساخته و پرداخته ادمی نیست.این معارضه آدمی را در انضباط بخشیدن گرد می آورد و این گرد آوری آدمی را وا می دارد که امر واقع را همچون منبع ثابت انضباط بخشد.

- در ادامه هایدگر لغتی را با معنایی نا ملموس به کار میبرد.او از کلمه "گشتل"سخن به میان می آورد.

- در گشتل آن عدم استتاری رخ می دهد که در انطباق با آن تکنولوژی جدید با کار خود امر واقع را همچون منبع ثابت منکشف می کند.بنابراین این کار نه صرفا انسانی است و نه وسیله ای صرف در قالب آن فعالیت.پس امر صرفا ابزاری یعنی تعریف صرفا انسان مدار تکنولوژی علی الاصول بی اعتبار است.

- و حقیقت امر آن است که بشر در عصر تکنولوژی،به انکشاف فراخوانده شده است.

- ماهیت تکنولوژی جدید خود را در امری نشان می دهد که ما به آن گشتل می گوییم ولی صرف اشاره به این امر پاسخ ما را به پرسش از ماهیت تکنولوژی نمی دهد.پس به دنبال این مرسش میرویم که گشتل خود در واقع چیست؟در جواب باید گفت که گشتل به هیچ وجه امری تکنولوژیک یا ماشینی نیست؛بلکه نحوی است که از طریق آن امر واقع خود را همچون منبع ثابت  منکشف می کند.اما این انکشاف نه منحصرا در بشر رخ می دهد و نه به طور قطعی به میانجی او انجام می پذیرد.

- آن حوالتِ گردهم آورنده ای که آدمی را راهی انکشاف می کند تقدیر می نامیم.

- تقدیرِ انکشاف همیشه حاکم بر آدمی است اما این تقدیر هرگز جبر سرنوشت نیست.

- ماهیت تکنولوژی در گشتل نهفته است و استیلای آن به قلمروی تقدیر تعلق دارد.از آنجا که این تقدیر در هر لحظه ای معین آدمی را راهی انکشاف می کند،بشری که در این راه افتاده داءما به آستانه امکانی نزدیک می شود که فقط امری را که در انضباط منکشف شده است دنبال می کند و به این ترتیب امکان دیگری را منتفی می کند.اینکه چه بسا بشر می توانست بیشتر و زودتر به ماهیت امر نامستور راه یابد تا از این طریق ماهیت خود را همچون تعلیقِ الزامی به انکشاف تجربه کند.

- آدمی با قرار گرفتن در میان ابن امکانات از درون تقدیر در معرض خطر قرار می گیرد

- و آدمی چون فکر میکند با بهره گیری از منابع به موفقیت هایی رسیده و راه درست را در پیش گرفته،این خطر باقیست که امر حقیقی در میان این امور صحیح محو شود.

- پس میتوان گفت که گشتل مانع تجلی حقیقت می شود.در نتیجه تقدیری که به انضباط می آورد بزرگترین خطر است.تکنولوژی امری خطرناک و شیطانی نیست ولی ماهیت آن اسرار آمیز است.ماهیت تکنولوژی به عنوان تقدیر انکشاف خودِ خطر است.

- در ادامه مقاله نمونه هایی جهت تفهیم بیشتر مطالب بیان شده؛آورده شده است که مطالعه ی مقاله به علاقه مندان به این مبحث پیشنهاد میشود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۵ ، ۱۰:۱۳
:) :)

کتاب متافیزیک در واقع ترجمه ی مدخلی از دانشنامه ی فلسفی استنفورد است. دانشنامه ها اغلب نقطه ی شروع خوبی برای مطالعه پیرامون موضوعات خاص هستند. علت این است که هر مدخل توسط کسی نوشته شده که سال ها در آن حیطه کار کرده و اغلب صاحب نظر است. مدخل نویسان اغلب در این مقالات کوتاه و مختصر دامنه ی بحث، نکات اساسی، منابع نسبتا کلیدی، مسائل، مشکلات نظری و احتمالا گرایش های فکری را شرح میدهند. خواندن چنین مداخلی هرچند خواننده را از منابع دیگر بی نیاز نمی کند اما باعث اشنایی با گستره ی موضوع، دریافت دیدکلی و تصویر نسبتا نزدیک به واقعی از کلیت مباحث و مجادلات حول آن موضوع می شود.

 

به طور مثال در مدخل متافیزیک، با عناوینی چون:

  • واژه ی متافیزیک و مفهوم آن
  • مسائل متافیزیک قدیم
  • مسائل متافیزیک جدید
  • روش شناسی متافیزیک
  • و در نهایت بحثی پیرامون امکان طرح متافیزیک

 

روبرو می شویم. نویسنده به صورتی نسبتا تاریخی ریشه های نظری متافیزیک در اندیشه ی ارسطو، شارحان او و سپس تحول مفهوم متافیزیک در قرن هفدهم تا کنون را روایت میکند. موضوعات و در حین شرح مختصری از هر موضوع، گرایش ها و نظرات شاخص در باره ی آن موضوع، موافقان و مخالفان و ... به خوبی و اختصار شرح داده شده اند.


متافیزیک، دانشنامه استنفورد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۲۲
حسینی