گنجه

نمایه ی کتاب های هنر و معماری

گنجه

نمایه ی کتاب های هنر و معماری

گنجه

همه ما میدونیم که بازار کتاب بخصوص هنر و معماری حسابی داغه! اما گاهی برای خرید یا خوندن یه کتاب دچار تردید و دو دلی میشیم! گنجه جایی برای معرفی، نقد، و گاهی خلاصه کتاب های هنر و معماری است.

جمعی از دانشجویان ارشد،دکتری تهران مدرس و بهشتی

آخرین نظرات

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نقد کتاب» ثبت شده است

ب شدت گیرا و ب قول دوستان پرتنش

با شخصیت جلال و درون نگری ها و مدام دور و بر را ارزیابی کردن و گفت و  گوی های درونی و ارزیابی خود و ... در این داستان هم ذات پنداری کردم

 

1

مدیر مدرسه ادم دغدغه مند مردم گرا و مهربونی هست ک گاهی میدونه کار از کجا خرابه گاهی راه حلی داره و ... اما قدرت قاطعیت و شاید حوصله توان  تغییر دادن دنیا ر نداره

شخصیت مدیر در کنار شخصیت ناظم ک گاهی در نقطه ی مقابل هم هستند خوب تر فهمیده میشه ناظمی ک ب قول خود مدیر، قاطعیتی داره و ب ی جنبه از واقعیت چنان میچسبه ک انگار یادش رفته بقیه ی وجوه رو و ب خاطر همین قاطعیت هم هست ک انقدر تاثیر گزاره و مدیری ک همه جانبه تر نگاه میکنه مسایل رو و شادی چون بیشتر میدونه کمتر میتونه عمل کنه مردد تر هست ارام تر هست و در نهایت کمتر از ناظم تاثیر گزار

 

2

داشتم ب این فکر میکردم فرق جلال ال احمد با ما مردم عادی چی میتونه باشه

در حالی ک ما هم هر روز ازین دست تجربه ها داریم

 

ایا جلال فقط این ها ر خوب بیان کرده؟

یا این ک واقعا این نوع نگاه و زاویه دید جلال ب زندگی و درک و چشیدن لحظه لحظه ی اون هست ک در امثال ما دیگران نیست؟

 

شایدم معما چون حل شود اسان شود

اغلب این طوره  ک شعرا و نویسنده ها برخی از تجربه هایی ک برای مردم بیان کردنشون و در زبان ریختنش سخته ر انقد خوب ب زبان میارن ک خوندنش ب خواننده ای ک اون تجربه ر داشته ولی نتونسته بیان کنه و یا ب خوبی بفهمه تش لذت میده

 

3

اولین تجربه ی گوش دادن به کتاب صوتی ام بود

لحن و .. عالی بود و در انتقال حال و هوای داستان بسیار موفق بود توصیه میکنم این کتاب صوتی رایگان رو از نوار به گوینده گی علی تاجمیر بشنوید

برای من ساعات مترو و پیاده روی در خیابان و وقت های خالی استراحت میان روز رو خیلی دلچسب کرد.


کتاب رو ازین جا به صورت رایگان دریافت کنید.


کتاب صوتی مدیر مدرسه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۳۷
حسینی

به نا م خدا
کتاب با بررسی آرای افلاطون و ارسطو درباره ی هنر در فصل اول و دوم به جست و جوی ریشه ی تفکراتی می پردازه که بعدها فیلسوفان و تاریخ نویسان هنر و منتقدین هنر در قرن های اخیر استفاده کردن.
یکی از مهم ترین این تفکرات و ایده ها صدق، کذب و بازنمایی است.
در فصل سوم که به نظرم بهترین فصل کتاب هست به بحث درباره ی بازنمایی در تصاویر پرداخته از goodman , gombrich  و ...
مطالبی آورده بخصوص بحثی در مورد پرسپکتیو(ژرفنمایی) مطرح کرده برای من جالب بود ب علاوه این فصل بخصوص به این ایده ی من ک شرقی هاو غربی ها به نوع متفاوتی فضای معماری رو *درک* می کنندو به همین دلیل به طور متفاوتی با غربی ها اون رو *بازنمایی* می کنند.(مثلا فرق شیوه ی بیان فضای معماری در مینیاتور و پرسپکتیو) خیلی کمک کرد. و البته سوالات جالب دیگری رو هم ایجاد کرد.

فصل چهارم کتاب رو اصلا نپسندیدم کلا شاید چون از اول نیتم رسیدن ب جواب اون مینیاتور بود . منتهی اتفاق بد دیگری هم ک در کتاب افتاده بود این بود ک بمرور هر چی ب انتهای کتاب نزدیک می شدم حدیث نفس های نویسنده ک اتفاقا خیلی هم کمکی ب فهم موضوع نمی کرد مدام بیشتر شده بود بخصوص در فصل چهار. البته  داستان هایی ک در فصل سوم از پیکاسو نقل کرده بود واقعا جالب و سوال برانگیز بودن مثلا گزارشاتی از درک متفوات زاپنی ها و غربی ها از نقاشی ها و ...


کتاب بازنمایی و صدق



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۵
حسینی

روح مکان، به سوی پدیدارشناسی معماری، کریستین نوربرگ-شولتز، ترجمه محمدرضا شیرازی

معرفی و خلاصه ای از کتاب را این جا بخوانید ...

کتاب روح مکان پددیارشناسی معماری شولتز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۱۲
:) :)

کتاب مصاحبه ی مختصری است پیرامون روش درست برداشت از قران، با وقوع انقلاب اسلامی و پس از آن تشنگی و خواست عمومی جامعه به پاسخ های قران به مسایل اجتماعی و مبتلا به آن. سیلی از مطالعات و پژوهش های مختلف بر روی قران را به راه افتاد.

از نمونه های مطالعه ی مارکسیسم در قران، تا بیرون کشیدن اشارات زمین شناختی و اعجاز علمی قران و ...

بهشتی با اشاره به بی توجهی مفسران گذشته به ابعاد اجتماعی قران (و پرداختن به ابعاد فلسفی، عرفانی و ... آن) این نیاز و عطش عمومی جامعه را به رسمیت می شناسد. اما ضمن اسیب شناسی این مطالعات سعی دارد تا روشی مدون و صحیح پیش پای خواننده بگذارد. - ادامه مطلب

 

روش برداشت از قران شهید بهشتی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۴۳
حسینی

کتاب تحلیلی بر معماری معاصر ایران؛ حمیدرضا انصاری


مروری بر کتاب

کتاب از 4 گفتار تشکیل شده است. معماری دوره قاجار (آشنایی تا شیفتگی)، پهلوی اول (شیفتگی تا الگوبرداری حکومتی)، پهلوی دوم (الگوبرداری حکومتی تا غربی شدن جامعه) و در نهایت معماری دوره انقلاب اسلامی (از بازگشت به اصول تا مساله جهانی شدن). نویسنده هم چنین با سخن آخر کتاب را به پایان می رساند.

کتاب پر است از تحلیل های تاریخی، گزارش تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و تاثیر و تاثر این ها بر (و از) معماری و شهرسازی ایران. عوامل متعدد و جذابی چون:

 

مسافرت شاهان قاجاری به غرب / فرستادن دانشجویان ایرانی به اروپا / تاسیس دارالفنون / افزایش در آمدهای نفتی در دهه 40 / مدرنیزاسیون حکومتی رضاخان / سیاست های شوروی و آمریکا در جنگ سرد و تاثیر آن بر ایران / اصلاحات ارضی / تشکیل سازمان برنامه و برنامه توسعه پنج ساله اول ایران / شکل گیری انجمن آثار ملی / مهاجرت اغنیا به شمال تهران و تقسیم فضایی تهران به بالا و پایین / اصلاحات ارضی و تاسیس قطب های کشاورزی، حذف روستاها / آغاز پدیده تجاری شدن مسکن، بساز بفروشی از دهه 40 / تاثیر جریانات جهانی (نقد های دهه 60 و 70 میلادی بر معماری مدرن) / توجه به مساله ی حرفه در معماری / کنگره ها، مسابقات و نقش دولت ها / انقلاب، جنگ، دوران سازندگی / انقلاب فرهنگی و تدوین محتوای درسی معماری / تاثیر نشریات و کنگره ها / شهرهای جدید / و ...

 

کتاب به طور مشخص تاریخ معماری معاصر ایران را ذیل مدرنیزاسیون وجدال میان سنت و مدرنیته صورت بندی می کند.

«سرگذشت یکصد سال اخیر، حکایت این جذابیت ]مدرنیته[ از یک سو و دلواپسی از دست دادن فرهنگی چند هزارساله از سوی دیگر است.» ص13 گویی «درچنین موقعیتی، مساله ما ایرانیان رسیدن به نوعی تعادل روحی و فرهنگی میان هویت تاریخی مان و ارزش ها و ساختارهای جهان جدید است.» (میرسپاسی به نقل از همین کتاب).

نویسنده با اشاره به مشکلات ناشی از مدرنیته در غرب، و البته تبعات کاربست روش های آن در کشورهای خاورمیانه چنین می نویسد:

«]کتاب[ سعی دارد تا معماری معاصر ایران را از منظر شیوه مواجهه با معماری مغرب زمین مورد واکاوی و دقت قرار دهد ... حکایت معماری این سرزمین، حکایت شیوه مواجهه این دو فرهنگ است، فرهنگی ایرانی و شرقی، و فرهنگ مغرب زمین، و حکایت اندیشه هایی است که به سیاحت غرب رفته، گاه آن را چشم و گوش بسته پذیرفته و گاه به گونه ای جزم اندیشانه به مقابله با آن بر می خیزند، و گاهی نیز در میان این دو سر طیف به دنبال آشتی دادن بر می آیند، آشتی دادنی که جای تامل دارد.»


 کتاب تحلیلی بر معماری معاصر ایران؛ حمیدرضا انصاری


نقد کتاب

کتاب کوتاه و مختصر است. برخلاف اغلب کتاب هایی که این روزها در "بازار" کتاب های معماری و شهرسازی چاپ میشوند، تالیفی مختصر و هدفمند است و نه صرفا یک جمع آوری از سایر کتاب ها. این کتاب خودآگاهی تاریخی بسیار مناسبی در فهم آنچه بر معماری ایران (از قاجار به این سو تا دهه 70 شمسی) گذشته، ارایه میدهد. در گفتارهای اول تا سوم از منابع مناسبی در فهم شرایط تاریخی اجتماعی سیاسی دوران قاجار و پهلوی استفاده شده. 1 اما در گفتار چهارم، جای خالی تحلیل بسیاری از رویداد های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دهه های بعد از انقلاب  احساس میشود. تحولاتی چون سیاست های دوران سازندگی، تحولات اجتماعی دهه هفتاد، گفتمان عدالت دولت نهم دهم و ... در واقع گفتار چهارم ازین نظر تُنُک تر شده و بیشتر بر خود معماری متمرکز شده و تحولات مربوط به معماری به خوبی شرح داده شده است.

اما مهم ترین ایرادی که می توان به کتاب گرفت عدم شناسایی و تبیین جریان ها و تلاش های دهه 80 به بعد معماری معاصر ایران است. متاسفانه نویسنده کتاب را درست همان جایی تمام میکند، که نیاز به تبیین بیشتر بود. و حتی بدتر این که گویی این میدان وسیع تجربه گرایی را به رسمیت نشناخته و به یک چوب می راند.

 

«در بیشتر مسابقات، این دسته از معماران جویای نام، شرکت جسته و برنده می شوند. آثار جهانی، توسط این دسته از معماران بازخوانی شده و در طیفی از تقلید صرف تا گرته برداری بروز می یابند. تنوع آثار معماری به حدی می رسد که شاهد نوعی سردرگمی در معماری ایران هستیم و شاید به راحتی نتوان نحله ها و گرایش های مشخصی را تشخیص داد. بدین سان معماری نوینی پا به عرصه وجود می گذارد که دیگر نه انیجایی است و نه آنجایی، بلکه گاه در پی در یافتن جایگاهی جهانی، خود را به تکاپو می اندازد و گاهی دیگر در پس ثروت تازه کسب شده توسط برخی کارفرمایان در تلاش برای نشان دادن آن ثروت، از هر مصالح نوین و یا طرح های ارایه شده در هر مجله جدید بهره میگیرد.» ص 123

 

علیرغم همه ی محاسن کتاب، میتوان سه ایراد بر آن وارد کرد.

  • پایگانی بودن منظر نویسنده و وفاداری آن به صورت بندی های مختلف پهلوی دوم
  • عدم شناسایی و تبیین آثار بعد از دهه 80
  • سست بودن گفتار آخر و مبهم بودن نظر نویسنده

 

دو ایراد اول به نوعی به هم وابسته و علت و معلول یکدیگرند. هر چند کتاب را نمیتوان یک کتاب توصیفی صرف در مورد تاریخ معماری ایران دانست. اما به نظر میرسد چندان که باید املا و انشای محکمی ندارد (سست بودن گفتار آخر). یکی از انتظاراتی که از کتاب داشتم و برآورده نشد. ارایه ی چهارچوب مفهومی ای برای فهم معماری معاصر متاخر ایران بود (آثار بعد از دهه هشتاد) متاسفانه نویسنده در مقابل آنچه هنوز صورت بندی نشده (شاید وظیفه ی اصلی یک منتقد یا تحلیلگر) عقب نشینی کرده است.


بازگشت معماران ایرانی که خارج از کشور تحصیل یا کار کرده اند (گاهی در دفاتر معمارانی مثل حدید و ...) در پی رکود اقتصادی اخیر غرب و بحران بازار مسکن، تاثیر اینترنت و آشنایی بی واسطه (و بدون تفسیرهای استاد) دانشجویان با معماری معاصر غرب، تبعات گسترش مدارس معماری، نقش برخی جوایز چون جایزه آقاخان، جایزه میرمیران و معمار در جهت دهی به آثار معماری و ...  همگی از جمله موضوعاتی بودند که می توانست در ادامه به آن ها پرداخته شود. شاید هم نیاز باشد اندکی زمان بگذرد و با فاصله گرفتن از شرایطی که اکنون در آنیم به قضاوت بنشینیم. اما این قطعا خوب نیست که خواننده گمان کند که نویسنده بیش از این که چهارچوبی برای معماری معاصر متاخر ایران درست کند، به همان دوگانه ی سنت-مدرنیته پایبند است. هر چند ممکن است این چهارچوب قدیمی سنت-مدرنیته بتواند بخوبی از توصیف و تفسیر دوره ی قاجار و پهلوی برآید. اما کارایی آن در توضیح آثار و جریان های اخیر محل تردید است. 2

 

به همین ترتیب سوالاتی برای خواننده ایجاد میشود که آیا منظور نویسنده از «نوعی سردرگمی در معماری ایران» دعوت به بازگشت و تفکر در چارچوب سنت-مدرنیته است؟ آیا جمله ی زیر شاهدی بر این دعوت است؟

«بررسی معماری معاصر ایران در این مقدمه، حکایت از مسیری صعب و دشوار می نماید که معماری را بر آن می دارد تا در میانه سنت و مدرنیسم راهی برای خود پیدا کند. با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی هر دوره، معماری معاصر به یکیی از این دو سو گرایش یافته و گاه حیران و سرگردان از انتخاب وا می ماند.»

 

در سخن آخر، اما ما با دعوتی دیگر روبرو هستیم. «لزوم تامل در هویت جدید، استقبال (و نه پذیرش) از اندیشه های مختلف، ساختن معماری ای با اصالت، که محصولی متناسب با وضعیت کنونی مان در جهان باشد. عدم ترس از دست دادن هویت تاریخی، عدم هراس از عقب ماندگی و ...، توجه به ارتباط میان معماری و سبک زندگی و ...»

به این ترتیب، نویسنده در گفتار پایانی سوالاتی از این دست طرح می کند، با نگاهی به ارجاعات جسته گریخته، 3 دعوت به آموختن از فقه و اجتهاد شیعی و برخی کلیدواژه ها چون رشد به جای توسعه بعید به نظر می رسد نویسنده خود نظری نداشته باشد. و به همین دلیل آن سوالات کمی تصنعی به نظر می رسد. همانطور که نوع برخورد نویسنده با معماری دهه 80 با جمله ی زیر قابل جمع نیست:

«باید سخن هر اثری که چیزی برای گفتن دارد را بشنویم؛ این بردباری در مقابل دیگران و استقبال از شنیدن سخنان مختلف، ما را به آنجا می رساند که بتوانیم خود را بشناسیم و معماری شایسته ای بر پا سازیم ...» ص 131

 

شاید کتاب باید با یک دعوت اساسی تر پایان می یافت. شاید چیزی شبیه به دعوت به مساله و رسالت اساسی معماری، که اتفاقا از همین منظر و به قلم نویسنده ای نزدیک به همین نگرش، در کتابی مثل پارادایم های طراحی معماری، مطرح شده است.

 


پانوشت ها:

  1. مثل کتاب ایران بین دو انقلاب: در آمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران از آبراهامیان که یک کتاب تحلیلی تحقیقی بسیار خوب با ارجاعات و دسترسی به منابع دست اول فراوان است. یا مقالات دیگری که در این بخش ها استفاده شده است.
  2.  از سنت-مدرنیته باید پرسید. آیا نزدیک شدن آثار دیبا به معماری سنتی را نباید معماری مدرنی دانست که تنها به شرایط زمینه ای توجه کرده؟ یا گذشته را منبع الهام (بازهم  به نحوی تفکر مدرن طراحی) قرار داده؟ چارچوب سنت-بدعت نیز شاید تنها کمی بهتر از سنت-مدرنیته باشد.
  3. میرباقری
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۵ ، ۰۱:۱۷
حسینی